پنجره های مه گرفته
یادآور نبودن تو هستند
آن روز که در تنهائی ام تو را صدا کردم
آن روز که همه ی لحظات عشق را در تو یافتم
آن روز که خویشی نداشتم جز غربت خودم
آن روز که آخرین همسفرم تو بودی و بس
آن روز که گریه ام هیچ بود و خنده ام هیچ
آن روز که فریادهایم در سکوت سرد تو خفه شد
آن روز که من در شعاع آفتاب پائیزی تو را گم کردم
ولی
دل می داند
جان می داند
با همه ی نبودنهایت
تو را
تنها تو را دوست دارم

نظرات شما عزیزان:
آرزو جووووووووووووونم معرکه بود.موفق باشی گلم
پاسخ: مرسی عزیزم.
سنگ صبور.... 

ساعت11:05---24 اسفند 1389
سلام
پاسخ: نه عزیزم اونقدرم که تو تعریف می کنی معرکه نیست. مرسی عزیزم.
ارسال توسط آرزووووووو تنها
آخرین مطالب